شنبه بیست و دوم بهمن 1384
از این که زندگییتان به اتمام برسد نهراسید از ان بترسید که زندگی را هیچگاه اغاز نکنید.
زندگی ابی است اگر بگزارید
زندگی روشن ،اگر بنمایی
هر چه در دل داری
زندگی ارام است
اگر موج به ان ننشانید
زندگی دیروز است،امروز وفردا است
زندگی خواستن است،زیباست...اگر بگزارید (الهام)
**********************
زندگی بی رحم ترین معلم است،زیرا اول امتحان میگیرد بعد درس می دهد.
نوشته شده توسط الهام در ساعت 1:58 |
لینک
|
جمعه بیست و یکم بهمن 1384
صدای هلهله ی زنان به گوش می رسید صدای مردا...نه اما دیگر مردی وجود نداشت همه رفته بودندوحسین تنها بود ندای ((کیست که مرا یاری کند)) را که خواهد شنید ؟ حسین از اشکهای طفل سه ساله اش هم در راه خدا دریغ نکرد.او هرگز از مرگ نترسید حتی شیفته ی شهادت نیز بود واین بود که در راه عشق قدم نهاد.اما در این میان زینب بود که تنها شد ولی هرگز طعم تنهایی را به باز ماندگان واقعه با دستان خود نچشاند اما انان هم فهمیده بودند که این خودزخم ها را ملتهب تر می کرد.زینب ارام به سوی برادر رفت بوی بهشت می امد اما چرا این بهشت این چنین سرخ است؟جوابی به جز ایثار نیافت .پس این چنین یار خورشید به او پیوست.
نوشته شده توسط الهام در ساعت 2:7 |
لینک
|
دوشنبه هفدهم بهمن 1384
امروزاگر اغاز میکنم فقط برایفردااست.
چون جایی برای فریاد زدن با صدای بلند یافتم.
ایا این صدا به دور دست نیز خواهد رسید.
به امید او
نوشته شده توسط الهام در ساعت 20:32 |
لینک
|
دوشنبه هفدهم بهمن 1384
آغاز
سلام من الهام هستم .
تازه وبلاگ نویسی را شروع کردم امید وارم با نظراتتون من را راهنمایی کنید
منتظر شما هستم.
خدانگهدار
نوشته شده توسط الهام در ساعت 19:57 |
لینک
|