تو همانی که ظهور غم وشادی به خود نشناسی
تو همانی که در این نقطه ی دور به دادم برسی
تو همانی که برای دل ققنوس به اتش بکشی
تو همان داد رسی که در ان لحظه ی سخت ،به دادم برسی
شنیدم ان نوایی را که باید می شنیدم.
گریستم انچه را که باید در دل دریاها می گریستم.
خواندم انچه را که باید از نسیم کوی دوست می خواندم.
ندیدم ،جز عشق چیزی ندیدم!
بیایید سبز باشیم وبرای خوب بودن خوب خواستن را طلب کنیم بیایید امسال لحظه ها را به دیگران عیدی بدهیم زیرا که فرصت برای انسان غنیمت است و شادی و شاد زیستن را برنامه ی زندگی خود قرار دهیم.
امسال عهد کنیم بیشتر از همیشه بوی عطر خدا را بدهیم و قرب الی الله را نزدیک خود بیابیم ،بذر همیاری در دل یکدگر جای دهیم![]()
بیایید سبز باشیم . سال جدید را به همه ی ایرانیان تبریک میگویم![]()
هیچ نمیگویم
همه درد دل برایم گفتند
اما،بر درد من هیچ کس مرهم نداد!
منتظر می مانم،باز هم
خبری نیست از ان ها
من میگریم و نالان دردی در دل دارم
باز می گویندچرا میگریی؟
بی خبر از آن اند که من ((از تو گریانم))...!
بین خاموشی و سکوت مرز عمیقی وجود دارد ،خاموشی سکوت همیشگی است و تفاوتی با مرگ در ان حس نمیشود حال ان که جسم خاکی باشد یا نباشد..اما سکوت همانند خواب هشیاریارانه ای است که من ان را به تو هدیه میکنم.
تا سخنی دیگر
از تاخیرم که به دلیل کسالت و درگیریهای اخیرکمی طولانی شد بسیار عذر میخواهم.
با امید به این که در روند این وبلاگ وقفه ای ایجاد نشود
شروع میکنیم.![]()
