هنگامی که بهشت برتربت قدمگاهت بوسه زد....
آن هنگام که فرشتگان نوای سجده در پیش گرفتند....
زمانی که تمام شعله ها خاموش شدند تا سوختن را از توبیاموزند.....
مادر بودن را فهمیدم!
مادرم،فانوس زیبای دلم
ای که در آغوش مهرت بی دلم
مادرم،ای مامن تنهاییم
ای که در فکرت همه بارانیم
مادرم،ای قبله گاه انورم
ای سجود سجده گاه سرورم
مادرم،تنها گل باغ تنم
نوگل خوشرنگ از گل برترم
مادرم،ای از همه تنهاترم
ای که قلبت همچو تاجی بر سرم
در پایان از تاخیر چندین روزه ام پوزش میخوام و امیدوارم در اولین فرصت موانع پیش آمده را بر طرف کنم
تا بعد
با قلم رج میزنم
بر قالی این روزگار مرگبار
دفترم خط به خط اندوه و شادی است
این یک دفتر از وجودم ،باقی است
بگذرید از آن که جایش ،در کنارم خالی است.........![]()
باری خدایا این درد چه زیباست
از یار شنیدن صد جمله قراست
ای وای خدایا این صوت چه گیراست
از اشک ندیدن غم ها همه دریاست
باری خدایا این تاری بیداست
از دوری شکستن هر لحظه ای فناست
ای وای خدایا این لحظه هویداست
از عشق نگفتن بغضی ز گلوهاست
باری خدایا این بغض چه زیباست
