|
من ساعت ۴:۳۰ وقت دندون پزشکی دارم...تو نمی یای آرواره های زوار در رفته ات و نشون حکیم بدی؟
ملوک خانم،اگه شما خیال بی دندون شدن داری ـمثل پیر زنای هاف هافو ـمن هنوز با این مروارید ها کار دارم...در ضمن حکیم نه،dentiste !! پیر مرد یه دنده.هاف هافو خودتی وشجره نامه ی بی سر و ته ات!نه که همش پونزه سالته؟! ملی جون یه بار دیگه به من بگی "پیرمرد"ها بد جوری هنگ می کنم. چنگ می ندازی؟دستت درد نکنه ....بعد 50 سال زندگی کارت به جایی رسیده که می خوای با من کشتی بگیری؟! ملوک خانم زیر لب:از زن چل ساله بدتره خوبه هف قرآن به میون اقل کن نود سالش هست و این همه فیس و افاده ی جوونی در می کنه!!! ملوک خانم بلند:مرد شور خودتو با اون مجله هات ببرن. حاجی بابا:please be quiet.انقدرم اشعه ی منفی نده!ما حالا حالا ها قصد موندن داریم... پریزش و ملتفت شدم ...حتما بقیه اشم فحش بود!بی چشم و رو ملوک این درز شلوار منو که هنوز ندوختی؟! من واسه کسی تب می کنم که برام بمیره...چشمت کور...وقتی لم دادی این زنیکه های لخت و پتی و بدقواره رو تماشا می کنی که هی میان و می رن معلوم هم نیست دنبال چی ان قربتیا...یه سوزن نخ بگیر دستت خشتکت و کوک بزن!! ملوک.قربونت برم آخه من که بلد نیستم قول میدم short time تموم شه. وای خدا مرگم بده...استغفرالله...حاجی دهنتو آب بکش پات لب گوره اینهمه وقاحت از کجا کش رفتی؟! حاجی بابا با افتخار دستان ملوک خانم را بوسید! ------------------------------------------------------------------------------------------ حاجی؟...حاجی؟....پاشو این قرتی ها اومدن...دوست داشتی ببنی ها؟...حاجی دنتیستم گفت دندونات سالمه.گفت خیلی خوب موندی!الهی ملوک بمیره که تو بی روانداز رو زمین خوابیدی...غلط کردم خودم شلوارت و میدوزم....حاجی پاشو ...جون ملوک.... حاجی بابا هرگز ملوک خانم را پاسخ نگفت!
|
About![]()
براي مردن جوانم وبراي ماندن پير Archivesاردیبهشت 1388بهمن 1387 مهر 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 Links
لوح |