ملوک خانم،اگه شما خیال بی دندون شدن داری ـمثل پیر زنای هاف هافو ـمن هنوز با این مروارید ها کار دارم...در ضمن حکیم نه،dentiste !!
پیر مرد یه دنده.هاف هافو خودتی وشجره نامه ی بی سر و ته ات!نه که همش پونزه سالته؟!
ملی جون یه بار دیگه به من بگی "پیرمرد"ها بد جوری هنگ می کنم.
چنگ می ندازی؟دستت درد نکنه ....بعد 50 سال زندگی کارت به جایی رسیده که می خوای با من کشتی بگیری؟!
ملوک خانم زیر لب:از زن چل ساله بدتره خوبه هف قرآن به میون اقل کن نود سالش هست و این همه فیس و افاده ی جوونی در می کنه!!!
ملوک خانم بلند:مرد شور خودتو با اون مجله هات ببرن.
حاجی بابا:please be quiet.انقدرم اشعه ی منفی نده!ما حالا حالا ها قصد موندن داریم...
پریزش و ملتفت شدم ...حتما بقیه اشم فحش بود!بی چشم و رو
ملوک این درز شلوار منو که هنوز ندوختی؟!
من واسه کسی تب می کنم که برام بمیره...چشمت کور...وقتی لم دادی این زنیکه های لخت و پتی و بدقواره رو تماشا می کنی که هی میان و می رن معلوم هم نیست دنبال چی ان قربتیا...یه سوزن نخ بگیر دستت خشتکت و کوک بزن!!
ملوک.قربونت برم آخه من که بلد نیستم قول میدم short time تموم شه.
وای خدا مرگم بده...استغفرالله...حاجی دهنتو آب بکش پات لب گوره اینهمه وقاحت از کجا کش رفتی؟!
حاجی بابا با افتخار دستان ملوک خانم را بوسید!
------------------------------------------------------------------------------------------
حاجی؟...حاجی؟....پاشو این قرتی ها اومدن...دوست داشتی ببنی ها؟...حاجی دنتیستم گفت دندونات سالمه.گفت خیلی خوب موندی!الهی ملوک بمیره که تو بی روانداز رو زمین خوابیدی...غلط کردم خودم شلوارت و میدوزم....حاجی پاشو ...جون ملوک....
حاجی بابا هرگز ملوک خانم را پاسخ نگفت!